فاطميه تا حكايت مي شود
غربت حيدر روايت مي شود
فاطميه از جفا شاكي بود
ماجراي چادر خاكي بود
فاطميه فصل بيعت با عليست
جرم زهرا گفتن يك يا عليست
التماس دعا
رسول اكرم صلّى اللَّه عليه و آله به عيادت بيمارى آمدند و از او احوالپرسى كرده و فرمودند: جريان بيمارى تو چيست؟ عرض كرد: شما نماز مغرب را براى ما خوانديد و در نماز سوره قارعه را قرائت فرموديد پس از آن من گفتم بار خدايا اگر براى من در نزد تو گناهى است كه مىخواهى مرا به خاطر آن در آخرت عذاب كنى آن عذاب را زودتر در اين جهان پيش آور و به آخرت نينداز.
با گفتن اين جمله به حال بيمارى و ناراحتى افتادم و به اين حالت در آمدم و اين چنين كه مىبينيد شدم. رسول اكرم صلّى اللَّه عليه و آله فرمود: بد چيزى گفتى چرا نگفتى:
وَ مِنْهُمْ مَنْ يَقُولُ رَبَّنا آتِنا فِى الدُّنْيا حَسَنَةً وَ فِى اْلآخِرَةِ حَسَنَةً وَ قِنا عَذابَ النّارِ (2بقره/201) و از ايشان كسانى هستند كه مىگويند پروردگارا به ما در دنيا بهره نيك و در آخرت هم بهره نيك عطا فرما و ما را از عذاب دوزخ در امان بدار.
پروردگارا عطا كن بما در دنيا حسنه و در آخرت حسنه و خوبى را و ما را از آتش نگهدارى فرما.
آنگاه پيامبر براى او دعا كردند و آن جوان مريض، بهبودى يافت.(2)
(2) - سفينة البحار، جلد 2، صفحه 208. نمونه هائى از تأثير و نفوذ قرآن، صفحه 190
|
ولادت حضرت محمد «ص» حضرت محمد (ص) در عام الفیل به سال 570 میلادی در روز جمعه 17 ربیع الاول قدم به عرصه این جهان خاکی نهاد و با وجودش عالمی را از جهل و گمراهی نجات بخشید. او عرش نشینی بود که با فرش نشینان همراه گشت تا آنان را هم با خود به عرش ببرد. ز احمد تا احد یک میم فرق است جهانی اندر این یک میم غرق است |
در روز آغاز امامتش اورا سر سلامت بگوييد
و باران اشكتان را در بي شكيبي انتظار بهانه سازيد
خدایا تو را عاشق دیدم و غریبانه عاشقت شدم
تو را بخشنده پنداشتم و گناهکار شدم
تو را گرم دیدم و در سردترین لحظات به سراغت آمدم
تو مرا چه دیدی که وفادار ماندی؟!
خدايا اين روزا بيشتر هوامو داشته باش
كمكم كن و نزار كه يك لحظه ام ازت غافل بشم
خوني چكيد و حنجر خاك جان گرفت
بغضي شكست و دامن هفت آسمان گرفت
آبي كه دست بوس عطش بو شعله زد
آتش سراغ خيمه رنگين كمان گرفت
"اسبي ز سمت علقمه آمد " دگر بس است
تيري امام آينه ها را نشان گرفت
مانه است درحكايت اين سوگ شعر من
چندان كه جسم سوخت و آتش به جان گرفت
از آخرين شراره چنين ميرسد به گوش
بايد تقاص عافيت از كوفيان گرفت
پروردگارا درود فرست بر محمد و آل پاكش و بر من حقوق واجبي راكه والدينم بر من دارند الهام فرما
و آموختن همه ي آن واجبات را بي كم و كاست برايم فراهم آور ؛ آنگاه مرا بدان وظيفه اي كه به من الهام
فرمودي مشغول ساز و مرا در آن علم و دانشي كه بصيرت عطا فرمودي به عمل موفق دار تا آنجا كه در
به كار گيري آنچه كه مرا تعليم دادي چيزي از من فوت نشود و اركان وجودم از عمل به آنچه مرا الهام فرمودي
سست و سنگين نگردد ( صحيفه سجاديه )
شکسته قلب من جانا به عهد خود وفا کن
عاقبت به خیری همه ی بندگان و بعد خودم رو از خدا می خوام
هر وقت که از زمانه دگیر شدی
پیداست که از قله سرازیر شدی
ای تازه جوان ! قدر زمان را بشناس
تا چشم ز هم باز کنی پیر شدی
خدایا جذبه ی عشق تو خواهم
که هوشیارم کنی مانند مستان
تو را خواهم پرستیدن ، که دنیا
بود ارزانی دنیا پرستان
ارزش وقت
هر وقت که از زمانه دگیر شدی
پیداست که از قله سرازیر شدی
ای تازه جوان ! قدر زمان را بشناس
تا چشم ز هم باز کنی پیر شدی
خوش آنکه به شب ، حال دعایی دارد
آه سحری را ه به جایی دارد
از مرغ سحر شنیدم این نکته که گفت
بیداری شب عجب صفایی دارد
خدای بنده نواز
مرا ببخش ، که در عمر رفته بد کردم
مر ا نگر که همه اشکم و همه دردم
ودر شبان سیه با چراغ های سرشک
به جستجوی تو در کوی توبه می گردم
وقتی سخن از مادر به میان می آید ،مادران نمونه تاریخ رخ مینماید .آنانکه با آوردن فرزندانی والا گهر و بلند پایه و پاک نهاد به مادری آبرو و عزت بخشیده اند و انسانها را به خضوع در پیشگاه قداست و کرامت خود واداشته اند ،زنانی همچون مریم که مادر عیسی است و آمنه که مادر محمد ( ص ) است و فاطمه ی بنت اسد که علی را مادر است ، و خدیجه مادر زهرا (س) و زهرا مادر زینب و نرجس مادر مهدی و همه ی مادران عفیف و پاکی که در دامان شهامت و دیانت خویش ، شجاعان شهید و دلیران رشید پروردهاند و کربلاهای تاریخ را ، از یاوران حسین (ع ) خالی نگذاشته اند . و پویندگان را زهرا که برای پیام رسانی خون شهیدان زینب گونه هایی صبور و سخنور و مقاوم و پر شور تربیت کرده اند تا فرهنگ شهادت بی تفسیر نماند .
اما تو ای مادر !
حلالم کن اگر حرمتت را پاس نداشته ام .
مرا ببخش اگر حق تو را ادا نکرده ام
دعایم کن که نیازمند دعای توام
ادای حق تو بر دوشهای نا توانم سنگینی می کند
ستایش تو از عهده ام بر دل و از توانم افزون است
تو که دیروز خو را وقف امروز من کردی و رنج خود را به پاس راحت من به جان خریدی و با غمهای معصو مانه ات ،برایم شادی آوردی
مادر مرا ببخش ، مرا بپذیر ، مرا از یاد مبر
آنگونه که من همواره به یاد محبت های تو خواهم بود
استاد جوادی محدثی -قم - اردیبهشت ۱۳۶۹